چهار روز تعطیلی رو همش با خواب گذروندم
فک میکردم عادت میکنیم به این وضعیت مثلا من قبل از همه بیدار میشم صبحونه کوفتی رو اماده میکنم و مث خودت ناهارمو ساعت شش صب اماده می کنم و میرم سر کار و دانشگاه... ولی گند زدم
اگه فخری نباشه به هیچ کاری نمیرسم مامان... خونه رو خاک برداشته
این ترم همه 18 واحد رو میافتم جان خودم.... الکی نمیگما.... اینبار واقعا میافتم
زود رفتی خیلی زود رفتی... من هنوز اماده این روزا نبودم
به غلط کردن افتادم به ولله...
ده هیچ عقبم از زندگی...
یه فکری کن به حالم.... سر به راه نمیشوم...
برچسب:
نویسنده: ماهان مقدم